گوهرفروشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوهرفروشی . [ گ َ / گُو هََ ف ُ ] (حامص مرکب ) عمل گوهرفروش . عمل جوهری . جوهرفروشی : کنون لعل و گوهرفروشی کند خردکی در این ره خموشی کند. نظامی . من آن گوهر آورده از ناف سنگ به گوهرفروشی ترازو به چنگ . نظامی .