خوددار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوددار. [ خوَدْ / خُدْ ] (ص مرکب ) صابر. بردبار. شکیبا. (ناظم الاطباء). آنکه دیر غم خود بدوستان و کسان گوید. آنکه راز و غم خویش آشکار نکند. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ عفیف . کف ّنفس کننده . (یادداشت بخط مؤلف ).