← بازگشت به الفبا
کلمات با «ج»
1004 کلمه
- جاده اما ز همه کس خالی است
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱ - آغاز
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۰ - نعت سیم منبی از بعض معجزات وی که از حد عد متجاوز است و نطاق نطق از احاطه به آن عاجز
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۱ - نعت چهارم در اقتباس نور و التماس حضور آن حضرت صلی الله علیه و سلم
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۲ - نعت پنجم در ادب ضراعت امیدواران و طلب شفاعت گناهکاران
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۳ - در منقبت قطب الطریق غوث الخلایق خواجه بهاء المله والدین محمد البخاری المعروف به نقشبند قدس الله تعالی سره
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۴ - در دعای دولتخواهی جناب ارشاد پناهی خواجه ناصرالدین عبیدالله ادام الله تعالی ظلال ارشاده علی مفارق الطالبین الی یوم الدین
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۵ - در فضیلت مطلق سخن که در فضیلت وی سخن مطلقا نیست
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۶ - در فضیلت کلام موزون که هر نوع از آن بحریست مشحون به لآلی مکنون و جواهر گوناگون
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۷ - در تنبیه سخنوران هنرپرور بر آنچه دربایست شعر است تا مقبول طباع و مطبوع اسماع افتد
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۸ - در کشف پرده از حقیقت دل و در بیان آنکه دل در پهلوی صاحبدل دل شود
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۱۹ - صحبت اول با پیر روشن ضمیر در تاریکی شب ظن و تخمین و رسیدن مرید به واسطه وی به دولت علم الیقین
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲ - والتکلان فی جمیع الاحوال علی المهیمن المتعال
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۰ - صحبت دوم با پیر صاحب تمکین و روشن شدن چشم مرید به نور عین الیقین
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۱ - صحبت سیم با پیر حقیقت بین و یافتن مرید گوهر مقصود از حقه حق الیقین
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۲ - مقاله اول در آفرینش عالم که آینه جمال نمای اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۳ - حکایت شیخ روزبهان قدس سره با بیوهای که میوه دل خود را شیوه مستوری میآموخت
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۴ - مقاله دوم در بیان آفرینش آدم که آیینه ذات و مظهر جمعیت اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۵ - حکایت مسافر کنعانی که به رسم ارمغانی آیینهای نورانی پیش روی یوسف علیه السلام نهاد
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۶ - مقاله سیم در بیان آنکه آدمیت آدمی نه به صورت ماء و طین است بلکه به سعادت اسلام و دین است و اول ارکان این سعادت اقرار است بکلمتین شهادت
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۷ - حکایت تیز بصری حسن بصری رضی الله عنه که نکته حکمت حجاج را در ظلمات ظلم او مشاهده نموده
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۸ - مقاله چهارم در اقامت نمازهای پنجگانه که پنجه طاقت قوی پنجگان تاب مشقت داده اوست و جبین عزت گردن فرازان به خاک مذلت نهاده او
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۲۹ - حکایت کشیدن پیکان از تیر راست رو کیش ولایت کرم الله تعالی وجهه در وقتی که از کشاکش کمان مجاهده بر نشان مشاهده افتاده بود
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳ - در ارداف تسمیه به تحمید که فاتحه کتاب مجید و فاتح ابواب مزید است
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۰ - مقاله پنجم در اشارت به روزه رمضان که نوریست کثیرالفیضان هم روح را شمع انجمن افروز است و هم نفس را برق خرمن سوز
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۱ - حکایت زشت رویی که خریدار کور یافته بود و وجه ناسره خود را در پیش وی میستود
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۲ - مقاله ششم در اشارت به زکات که سرمایه بالش مال و مالش نفس بخل سگال است
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۳ - حکایت آن صاحب کرم که بر همیان درم از رشته تدبیر پندگویان بند نهاد
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۴ - مقاله هفتم در اشارت به زیارت بیت الله الحرام که به وادی تگ و پویش در پس هر سنگی سرهنگی سر نهاده و در بوادی جست و جویش در هر بن خاری گرفتاری از پای درافتاده
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۵ - حکایت علی بن موفق قدس سره و مناجات وی با حضرت حق جل و علا
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۶ - مقاله هشتم در اشارت به عزلت مشتمل بر عزت که بی «عین» علم زلت است و بی «زای» زهد علت
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۷ - حکایت زنده دلی که با مردگان انس گرفته بود و از زندگان فرار مینمود
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۸ - مقاله نهم در اشارت به صمت که سرمایه نجات و پیرایه رفع درجات است
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۳۹ - حکایت کشفی که به بال بطان پریدن آغاز نهاد و به یک سخن ناجایگاه از اوج هوا به حضیض خاک افتاد
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴ - مناجات اول متضمن اشارت به شواهد جود و دلایل وجود حق سبحانه ما اعلی شأنه و اجلی برهانه
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۰ - مقاله دهم در اشارت به سهر که نشانه هوشیاری و علامت بخت بیداریست
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۱ - حکایت عارف دل بیدار شب زنده دار
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۲ - مقاله یازدهم در نشان دادن از حال صوفیان که نشان ایشان بینشانی است و زندگانی ایشان در جان فشانی
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۳ - حکایت صوفیی که در سماع غنای مغنیه خرقه فقر از سر برکشید و از لجه بیآرام بحر حقیقت به ساحت ساحل مجاز آرمید
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۴ - مقاله دوازدهم در شرح حال علمای از عمل دور و سفهای به جهل و جدل مغرور
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۵ - حکایت آن عالم در چاه افتاده که دست به شاگرد خود نداد تا جزای آخرت از دست ندهد
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۶ - مقاله سیزدهم در مخاطبه سلاطین که اگر بر دیگران میتابند آسمان عدل را چشمه آفتابند و اگر همه گرد خود میگردند طوفان ظلم را گرداب
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۷ - حکایت عمر عبدالعزیز که در همه عمر عزیز از افسر عین عدالت سربلند بود و از حلقه میم مروت کمربند
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۸ - مقاله چهاردهم در اشارت به حال وزیران و دبیران که رقم عدالت و ظلم بر صفحات ایام از رشحات اقلام ایشان است
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۴۹ - حکایت درازدستی که دست وی به بریدن از قلم وزارت کوتاه نشد
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵ - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۰ - مقاله پانزدهم در تنبیه آنان که صبح شیب از شب شباب ایشان دمیده است و در آن صبحگاهی نسیم آگاهی به مشام ایشان نرسیده
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زد
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۲ - مقاله شانزدهم در شرح حال نو رسیدگان غره به عهد جوانی که غره ماه عیش و کامرانی است
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۳ - حکایت زاغی که چند روز در قفای کبکی دوید و از رفتار خود بازمانده به وی نرسید
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۴ - مقاله هفدهم در اشارت به حسن خوبان و جمال محبوبان که دلفریبترین گل این بهارستانند و ناشکیبترین نقش این نگارستان
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۵ - حکایت زنگی که روی خود را در آیینه بیزنگ دید و به عکس روی خود آیینه را نپسندید
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۶ - مقاله هژدهم در اشارت به عشق که شور آن نمک خوان جگرخواران است و جراحت آن راحت جان دلفگاران
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۷ - حکایت عاشقی که در حضور معشوق به قصد دیگری دیده گشاد و بدان کج نظری از نظر معشوق افتاد
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۸ - مقاله نوزدهم در حسب حال خام طمعانی که از شعر شعر دامی بر ساختهاند و در دست و پای هر پخته و خامی انداخته
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۵۹ - حکایت مدح گفتن لاغری شاعر خواجه را که بر وی لباس آسودگی از فربهی تنگ آمده بود
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۶ - مناجات سیم متضمن اشارت به آنکه موجب غفلت آدمی از نور شهود او دوام فیض و استمرار وجود اوست و اگر فرضا یک لحظه آن فیض منقطع شدی همه کس بر آن معنی مطلع گشتی
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۶۰ - مقاله بیستم در پند دادن فرزند ارجمند که در بستان طفولیت به نبات حسن پرورده باد و در بستان بلاغت به نهایت کمال پی آورده
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۶۱ - حکایت پیر هشیار با مرید فراموشکار
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۶۲ - ختم خطاب و خاتمه کتاب
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۷ - مناجات چهارم در التجا و اعتصام به ذوالجلال والاکرام و طلب توفیق در تحقیق این مقصد و مرام
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۸ - نعت اول منبی از تقدم حقیقت وی بر همه حقایق امکانی به حسب مرتبه و وجود روحانی صلی الله علیه و سلم
- جامی | هفت اورنگ | تحفهالاحرار | بخش ۹ - نعت دوم در صفت معراج که از آسمان رسالت وی پایه ایست بس بلند و از آفتاب جلالت وی سایه ایست بس ارجمند
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱ - آغاز
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۰ - حکایت آن از قافله حاجیان دور افتاده با آن پیر زال در بادیه قناعت بر قدم توکل ایستاده
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۱ - گفتار در فضایل سخن و سخنوری و تقریب نظم این منظومه از عیب تکلف بری که نامزد است به خردنامه اسکندری
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۲ - حکایت آن خاد که گوش بر افسانه غوک نهاد و نقد را به امید نسیه از دست بداد
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۳ - آغاز سخن گستری به شروع در خردنامه اسکندری
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۴ - معارضه حکیم و لئیمی که صورت این چون سیرت آن آراسته بود و صورت آن چو سیرت این ناپیراسته
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۵ - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۶ - حکایت آن پیر که جوان گریان را دید و موجب گریه او را پرسید
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۷ - داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۸ - حکایت پسر مهتر ده که چون با پدر مشاهده حشمت و شوکت پادشاه شهر کرد
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۱۹ - خردنامه ارسطاطالیس
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲ - مناجات در اظهار افتادگی عجز و پیری و به پایمردی عنایت استدعای دستگیری
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۰ - حکایت آن اشتر که به مشورت روباه در آب خسبید و در آخر بار وی گرانتر گردید
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۱ - خردنامه افلاطون
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۲ - حکایت آن راستگوی که از ناراستی کج اندیشان به مسافرت بسیار سخن خود را راست کرد
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۳ - خردنامه سقراط
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۴ - حکایت آن مرغ ماهیگیر که حیلهای ساخت و آن ماهی ساده را در دام انداخت
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۵ - خردنامه بقراط
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۶ - حکایت اعراض پدر حکیم از تربیت پسر لئیم
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۷ - خردنامه فیثاغورس
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۸ - حکایت آن طفل خرد که نان بزرگ در دست داشت، میخورد و میگریست که این نان اندک است و اشتهای من بسیار
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۲۹ - خردنامه اسقلینوس
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳ - در نعت خواجهای که دیباچه کمال او «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین» است و روزنامه حال خجسته مآل او «انا سید الأولین و الآخرین»
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۰ - حکایت آن نوخاسته تن به جامه آراسته که جامههایش نغز و سخنهایش بیمغز بود
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۱ - خردنامه هرمس
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۲ - حکایت آن زشت روی خانه آرای که حکیمی در خانه وی منزل ساخت و در وقت حاجت آب دهان بر وی انداخت
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۳ - داستان جهانگیری اسکندر و عمارت شهرها و اختراع کارهای وی بر سبیل اجمال
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۴ - حکایت آن قاضی غریب که پادشاه بر وی غضب کرد و گفت که خانهاش را به غارت از هر چه دارد بپردازند و خایهاش را بیرون کرده خصی سازند
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۵ - خردنامه اسکندر
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۶ - حکایت سبب نارسیدن خلیفه به آن کنیزک نورسیده
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۷ - در نصیحت مجردان که به صحبت زنان آب خود نریزند و وصیت کدخدایان که از فرمانبرداری زنان بپرهیزید
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۸ - حکایت پرویز با آن ماهیگیر که چون ماهی درم ریزش کرد و به نصیحت تلخ شیرین که آن درم ریزی مضاعف شد
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۳۹ - داستان خاقان چین که تحفه حقیر به اسکندر فرستاد و به حکمتی شریفش آگاهی داد
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۴ - پایه معراج سخن را بلند ساختن و سخن پایه معراج خواجه پرداختن
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۴۰ - حکایت شخصی که زمین خرید و در آنجا گنجی یافت، برنداشت که از آن فروشنده است و فروشنده قبول نکرد که من زمین را و هر چه در وی بوده فروختهام
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۴۱ - داستان کاغذ نوشتن مادر اسکندر و جواهر حکمت در آن پیچیدن و به اسکندر فرستادن
- جامی | هفت اورنگ | خردنامه اسکندری | بخش ۴۲ - حکایت آن جوان رعنا که جامههای عید پوشید و به نظر عجب در خود نگریست و به آن تیر زهرآلود از پای در افتاد